سخن اول( قسمت دوم)

17 May 2006: دليل ديگري هم در اين تغيير جهت بي تاثير نبود. افزايش روزافزون وبلاگهايي که هم محتواي بهتري و هم خواننده بيشتري داشتند ديگر محلي براي مانور دادن روي مفهوم وبلاگ نويس پيشرو بودن نگذاشت.

اما کسي که ادعاي تحليلگر سياسي شدن را دارد الزاما بايد تحليل بدهد، از سياست بنويسد و بگويد. اين تئوري که هودر تلاش مي كند خود را فراتر از يک اکتيويست اينترنتي و به عنوان يک تحليلگر سياسي جا زند کليد فهم اين مسئله هست که هر روز شاهد نوشته هاي سطحي، بي مايه و گه گاه مضحک او در باب سياست و حکومت هستيم. من مطمئن هستم كه خود هودر اين مشکل اصلي را که همان نداشتن صلاحيت و توان علمي و فکري براي مباحث سياسي هست ميداند و اگهي ويژه کردن انها هم سطح اينگونه مطالبش را از تحليلهاي روزمره اي كه معمولا هنگام سوار شدن به تاکسي از اين و آن ميشنويم فراتر نميبرد .

دقيقا به همين خاطر هم هست كه به ايران سفر مي كند و يا تابوي سفر به اسراييل را ميشکند! و گفتگوي تمدنها ميکند! من در دو مطلب جداگانه نظرات خودم را در مورد اين دو سفر پر سر و صدا اما کم محتوا خواهم نوشت. اما همين قدر بگويم كه اين سفرها بيشتر بخاطر فضايي كه در مورد انها ايجاد مي شد براي هودر مهم بود. مثالي بزنم: نامه احمدي نزاد به بوش را در نظر بگيريد سر و صدايي را که ايجاد کرد با محتواي نامه مقايسه کنيد. احمدي نژاد تا اين حد عقلش مي رسد که بداند نوشتن چنين نامه اي در چنين شرايطي چه جلب توجهي خواهد کرد و مطمئنا نهايت تلاشش را کرده است که نامه چيز ابرومندي از آب در بيايد. اما مشکل، مشکل بيمايگي ست. اين دقيقا در مورد هودر هم صدق مي كند

و اما چرا نقد هودر ميتواند مفيد باشد؟ فعلا به دو دليل اشاره ميکنم
با نقد هودر و تلاشهاي با فرجام يا بي سرانجام او و نشان دادن مهارتها و روشهاي او در کسب اعتبار و شهرت و اينکه چگونه مي خواهد از توانيهايش در يک زمينه براي کسب وجهه در يک زمينه بسيار متفاوت استفاده کند ميتوان به بدخواهانش کمک کرد كه به جاي دشنام و بدگويي از همان ظرايف و نکته ها استفاده کنند.

دوم اينکه به منتقدان واقعي و صميمي هودر نشان داد كه چگونه بيتفاوتي و سهل انگاري آنها راه را براي امثال هودر باز ميگذارد تا خود را به عنوان نماينده ايرانيان تحصيل کرده و روشنفکر معرفي كند. بنا به يک ضرب المثل ترکي "در نبود ميش، هر بزي عبدالکريم ست"

نکته آخر اينکه معتقدم جامعه وبلاگ نويسان ايراني و فرهنگ ايراني وبلاگنويسي بدون هودر مطمئنا چيز ارزشمندي را کم خواهد داشت اما سياست فروشاني امثال هودر تنها هنرشان خنده دار کردن صحنه سياست ست. اگر چه هودر اولين کسي نيست كه در اين وادي با نيرنگ و فرصت طلبي راه خود را باز مي كند و نه آخرين انها خواهد بود.